![]() |
![]() |
|
| در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد |
|
هیچ وقت نخواستم نباشی.از المذل هیچ وقت در خواست نبودنت را نکرده ام. بودن تو هم یک نیازطلب می کند تو باید باشی تا کمک کنی به کمال و انسانیت برسم. باید همراهیم کنی و قدم به قدم با هرمس نفس بکشی . گله ای نیست از المنتقم برای قرار دادنت در مسیرم چون همراهی با تو لذت آور است تو برام یک پُلی ، پُلی که باید از تو عبور کنم همیشه و تا همیشه باید از تو عبور کنم تا به نوری که دنبالش هستم برسم پس خواهان همراهی همیشگیت هستم ای ابلیس. چطور می توانم تو را نادیده بگیرم در حالی که اگر تو نباشی هیچ مبارزه ای برای انسان شدن شکل نمی گیرد آیا به راستی خوب متولد شدن و همانطور خوب مُردن لذتی دارد؟ بگذار از مبارزه با تو لذت ببرم بگذار بعضی وقت ها زیر عقایدت بشکنم و از هر شکسته ام هرمسی تازه جوانه بزند تا آن شکسته ها به سربازی جدید تبدیل شوند علیه مبارزه با تو.به راستی که لذت شکست دادن تو از لذت سنگ زدن درمنی بیشتر است. تو را آنگونه نمی بینم که که می بینند ، تو را آنگونه می بینم که بودی می دانم از چه رو ابلیس شدی چون هرمس هم یکی از نوادگان همان آدم و حوا هست و جنس خود را خوب می شناسم خوب می دانم چه کرده اند، چه می کنیم و چه خواهند کرد و تو ای بزرگ آفرینده ی پشه او را از هرمس دور مکن چون ، اوست که باعث می شود تا ترغیب به مبارزه شوم. ای ساخته شده از سولفور خوشحالم همچین حریفی دارم ، حریفی مثل تو که الذی هم از پسَش بر نیامد و تورا از خودش دور کرد . تو اکنون در کنار هرمس هستی !تو را از خود دور نمی کنم بلکه شمشیر درِ غلاف نهاده ام تا تو را در مبارزه با نفس و جنگ با خویشتن بر اندازم. |
|
+ نوشته شده در
85/12/01ساعت 1:59 توسط هرمس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
برای هرمس هیچ وقت سن . جنسیت و تحصیلات آدمها مهم نبوده و نیست.
بلکه افکار . تفکر و نوع نگاه افراد به دنیای اطرافشون برای هرمس از همه چیز مهمتره . پس خیلی راحت میتوانید افکار و تفکرات خود را بازگو کنید تا هرمس آنها را در وبلاگ انعکاس دهد. |
|
RSS
|