![]() |
![]() |
|
| در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد |
|
(( ۱۵۹)) ای پیغمبر برای تو می نویسم ؛ و متهمت می کنم . به آئینی که از القدوس برایمان به یادگار گذاشتی . آئینی که دکترین دعا و نیایش و آخوندهای سرخ پوش در مساجد و حسینه ها مردم را به مرده پرستی و چُسناله ای که معنای آن را هم نمی فهمن ترغیب می کنند و از مردم می خواهند رنج و گرسنگی را متحمل بشوند تا شهوت رانی و شکم چرانی های بهشت نصیبشان بشود. ای پیامبر مگر خودت از قول الکریم به ما نگفتی که ( سوره بقره آیه 123 ) : از هیچکس فدایی پذیرفته نشود و شفاعت کسی سودمند نبُود و کسی را یاوری نباشد . پس ای رسول این عبا پوشان با این متوسل شدن ها چه کسی را می خواهند رنگ کنند و فریب دهند . در حالی که در سوره بقره آیه 138می گویی : هیچ رنگی خوشتر از ایمان بخدای یکتا نیست و ما او را پرستش می کنیم . ( نه بندگان او را ) ای فرستاده از تو شاکی هستم چون تمام اصولت بر روی پاکی ظاهری بنا شده . دارم می بینم که بزرگترین مسئله های مذهبی بر روی نجاسات و شک بین حلال و حرام پرسیده می شود و تو امتت را با همین تردید ها به حال خود واگذاشتی. و یقین داشته باش اگر پایین تنه را از اسلام حذف کنند دیگر چیزی از فلسفه اسلام باقی نخواهد ماند بجزء همان مرده پرستی و عزاداری برای حسینت و دعا های جوشن و نودبه که باید مثل زوزه و مرثیه و چُسناله خوانده شود. آری محمد فارق از قرآن ( که آن هم از آن اوست نه تو ) چیزی برایمان به ارمغان نیاوردی . چگونه به انسانیت رسیدن را با جستجو در احادیث تو نمی توانم بیابم چون تو انتخاب شده بودی . برای به کمال رسیدن جاده ای به غییر از سنگ به شکم بستن به ما ( هرمس و تو ) نشان نداده ای . همه ی سخنانت از غسل و وضو و تطهیر برای عابد شدن صرف هست ولی دریغ از یک سخن برای غسل دادن روح مان( هرمس و تو) دریغ از کوره آبی برای وضو گرفتن افکارمان ( هرمس و تو) و دریغ از چیزی که بتواند آن خویشتن درونمان ( هرمس تو ) را از پلیدی پاگ و مطهر کند و به انسانیت برساندمان ( هرمس و تو). حرف آخر : نمی دانم چرا متهمت می کنم ای خاتم انبیا . شاید چون نمی شناسمت ای محمد بن عبدالله . نمیشناسمت چون عایشه را بیشتر از تو و تو را کمتر از فاطمه به ما ( هرمس و تو) معرفی کرده اند . و نمیدانم چرا داستان آن کبوتر و عنکبوتی که در پنهان شدنت در غار به امر المقتدر کمکت کردن را بهتر از چهل سال زندگیت قبل از مبعوث شدنت بلد هستم. |
|
+ نوشته شده در
85/08/01ساعت 22:12 توسط هرمس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
برای هرمس هیچ وقت سن . جنسیت و تحصیلات آدمها مهم نبوده و نیست.
بلکه افکار . تفکر و نوع نگاه افراد به دنیای اطرافشون برای هرمس از همه چیز مهمتره . پس خیلی راحت میتوانید افکار و تفکرات خود را بازگو کنید تا هرمس آنها را در وبلاگ انعکاس دهد. |
|
RSS
|