تبليغاتX
زخم های هرمس
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد
HERMAS

                                                                   لذت شنا

هرمس وقتی از بالا به صورت فرضی به زمین نگاه می کنه می بینه که همه آدم ها دارن سعی می کنند تا به بالا برسند . آنها حتی حاظر می شند برای به  بالا رسیدن همه چی را زیر پا بگذارند.آدم ها یکدیگر را قربانی نفس خود می کنند و از آنها سکوئی می سازند تا به بالا برسند .

این آدم های کثیف.کسانی را که دستشان را گرفته و به آنها  کمک می کند  تا به بالا برسند به پایین پرد می کنند تا خودشان زودتر و سریع تر از دیگران به بالا و بالا تر برسند .

این آدمهای کثیف وقتی به بالا نزدیک می شوند همه چی را فراموش می کنند. حرف های خودشان را  فراموش می کنند. قول های خودشان را  فراموش می کنند . خود شنو فراموش میکنند . عشق خودشان را فرامش می کنند .

و از همه مهمتر اشک های یکدیگر را که برای عشق هم ریختن  فراموش می کنند.

هرمس خودشو و چند نفر دیگه را میبینه که برای رسیدن به بالا هیچ تلاشی نمی کنند انگار همه دارند به سمت

بالا میرند و ما به سمت پایین . چون ما می دونیم هر صعودی سقوطی را هم به همراه داره پس هیچ دلیلی برای بالا رفتن نمی بینیم.

مثل اینکه داریم خلاف رودخانه ای پر از آدم های کثیف شنا می کنیم و چقدرهم این شنا کردن لذت بخشه .

                                                   نظرات شما را خواهم خواند.

+ نوشته شده در  84/06/05ساعت 2:36  توسط هرمس | 

                                                   * کارو *

ظلمت خدا  

شب است وماه می رقصد ستاره نقره می پاشد نه دست گرم نجوائی به گوشم پنچه می ساید

نه سنگ سینه غم چنگ صدها ناله می کوبد.

خدایا. خالقا. بس کن تو ظلمت را

تو در قرآن جاویدت هزاران وعده ها دادی . تو می گفتی که نامردان بهشت جاویدت را نمی بینند من اما دیده ام که نامردی با خون پاک مردان کاخ می سازد .

خداوندا بیا بنگر بهشت کاخ نامردان را.

 اگر مردانگی ابن است. به نامردی نامردان قسم. نامردم اگر دستی بر قرآنت بیالایم .

تو می گفتی اگر اهریمن شهوت بر انسان حکم فرماید. تو او را با صلیب خشم خود مصلوب خواهی کرد.

من اما دیده ام چشمان شهوت باز فرزندی را که بر اندام لخت مادرش دزدانه میلغزید .

تف بر غیرت و مردانگی تو.

من نامرد می گریم از این نامردی تو .

خداوندا شنیدم تو بر بستر رودی با مریم عذرا گنه کردی . خداوندای و چنین کاری زشت خود پند می گیرد از عاقبت  .

خدا یا. خالقا. بس کن تو ظلمت را

اگر در ظهر تابستان گرم . خود را بر بستر رودی سپاری به قدری آنطرف تر کاخهای مرمرین را دورتربینی زمین و زمان را کفر می گویی . نمی گویی؟

خدایا. خالقا. بس کن تو ظلمت را . این گنبد صیاد یعنی چه ؟

فروزان اختران ثابت سیار یعنی چه ؟

اگر عدل است این . ظلم ناهنجار یعنی چه ؟

 که این شعر را برای من فرستاد.ASHILمتشکرم  از دوست عزیزم

                                            نظرات شما را خواهم خواند.

+ نوشته شده در  84/06/04ساعت 3:16  توسط هرمس | 
  بچه های شیطان

هرمس جای خوانده بود که حضرت آدم یک موجود دو بعدی بود. نیمیش خدائی ونیمیش شیطانی.

برداشت هرمس از این نوشته اینه که حضرت آدم خوی خدائیش را به هابیل داد و خوی شیطانیش را به قابیل.

خوب! هابیل که جوان و ناکام مرد . در واقع به دست قابیل پست و کثیف کشته شد.

و همه شما که خودتان را آدمیزاد می خوانید همگی بچه های قابیل شیطان صفت پست . قاتل . کثیف و منفور خدا  هستید و غیر از این هم نیست.

پس چطور از خدای که خوی شیطانی را در شما جای داده طلب بهشت می کنید.

                                   نظرات شما را خواهم خواند.

 

 

+ نوشته شده در  84/06/01ساعت 3:3  توسط هرمس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
برای هرمس هیچ وقت سن . جنسیت و تحصیلات آدمها مهم نبوده و نیست.‏
بلکه افکار . تفکر و نوع نگاه افراد به دنیای اطرافشون برای هرمس از همه چیز مهمتره .‏
پس خیلی راحت میتوانید افکار و تفکرات خود را بازگو کنید تا هرمس آنها را در وبلاگ انعکاس دهد.

نوشته های پیشین
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
پیوندها
صادق هدایت
مُرداب
بازتاب
مثل یه دوست
ورونیکا
گندم
مثل آب برای شکلات
طنین سکوت
قرن بیست و یکمی
در ستایش دیوانگی
پروین
ستاره شمال
دوستی
غنچه
و حال باز مانده ام چرا ؟
جسد
آوای آزاد
هزارتوی ذهن
روزها و کاغذهای مچاله
یه دل کوچولو
سایه
افق روشن
فریاد از سکوت
سایت رسمی هدایت
دکتر شریعتی
آنجل
آشغال
دختر بچه اهوازی
شمیم
تنها شبگرد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

به خاطر قلوب در هم شکسته ی انسانها!... قلوب آکنده از عشق و ... به خون آغشته ی انسان ها !... به خاطر حسرت...: حسرت گمگشته :در امواج سرشک!... سرشک سرگردان: در ظلمت زندان ها ... این آثار پراکنده بوجود آمد!...‏